متاسفانه آجی رویا جونم بازم دچار مشکل شده .
و باز با خانواده اش دعواش شده .
تو این روزها از همه تون التماس دعا دارم .
![]()
![]()
![]()
قبل از اینکه وبلاگ نویس باشم وبگرد بودم . بعضی شماهم از اون زمان تا الان با من هستین .
این وب رو بخاطر آجی رویا ساختم که بتونم بیشتر کمکش کنم .
کم کم با افراد زیادی آشنا شدم وتصمیم گرفتم تا جایی که می تونم و در حد توانم هست بهشون کمک کنم . بعضی ها هم فقط سنگ صبور بودم چون کاری از دستم برنمی اومد .
اینجا با غصه هاتون اشک ریختم و با شادی هاتون خندیدم .
شاید خیلی هاتون ندونید ولی رویا کاملا درجریانه که زیر فشار سنگینی بودم . شماها فقط غصه و مشکل خودتون رو داشتین اما من مشکلات چندین نفر رو می دونستم و چون کار زیادی هم نمی تونستم براشون انجام بدم بیشتر ناراحت میشدم .
هدفم ترمیم قلب های شکسته بود .
این وسط هم خودم خیلی ضربه خوردم و برخلاف میل باطنیم مجبور بودم به خیلی پیشنهادها جواب منفی بدم و بگم : نه ....
چون دوست نداشتم دلشون رو بشکنم .
بیشتر از اونی که اونها از حرف من ناراحت بشن من خودم ناراحت میشدم . خیلی وقتها مجبور شدم سرد با دیگران برخورد کنم و خودم داشتم ذره ذره آب میشدم ولی هدفم و دیگران برام مهمتر از خودم بودن.
مطمئنا هم خیلی ها از دستم ناراحت شدن که من جواب محبت ها و لطف هاشون رو این طوری دادم که همین جا از همشون عذرخواهی می کنم .
ولی لطفا خودتون رو جای من بذارید فقط یک لحظه ، بخدا فقط بخاطر خودتون بوده و بس .
بد کردم گفتم به من وابسته نشین که بعدا ضربه نخورین ؟؟!!
بد کردم با احساساتتون بازی نکردم ؟؟!!
و .....
چرا شماها یک لحظه خودتون رو جای من نمی ذارید ؟؟!!
من یه چهارچوب قوانینی برای خودم دارم که فقط توی همین چهارچوب زندگی می کنم . این چهارچوب رو هم کسی برام نذاشته و مجبورم نمی کنه که این کارا رو انجام بدم فقط خودم دوست دارم این طوری باشم .
این حرف رو قبلا هم به یه نفر از شماها زدم :
من نسبت به خودم و رفتارم مسئولم . من نسبت به اعتمادی که پدر و مادرم بهم می کنن مسئولم . من نسبت به کسی که قراره در آینده همسر من بشه مسئولم.
اگر روزی درباره گذشته ام از من سوال کنه باید واقعیت رو بهش بگم. نمی تونم که بهش دروغ بگم . خودتون رو بذارید جای اون ؟؟!!
خودتون باشید چه دختری رو انتخاب می کنید ؟؟!!
سعی نمی کنید شریک زندگی تون جز محجوب ترین دخترا باشه ؟؟!!
استادم حرف خوبی میزد می گفت : شما که می خواین همسر آینده تون رو انتخاب کنید دوست دارین دست همسرتون تو دست چند تا دختر بوده باشه ؟؟!!
همون طور که شما دوست ندارید اون قبلا دوستی داشته باشه متقابلا اون هم مثل شما خواهد بود .
چرا از من خواسته هایی دارین که در توان من نیست ؟؟؟!!
به کدوم یکی تون کمک نکردم ؟؟؟
به کدوم یکی تون محبت نکردم ؟؟
دست رد به سینه کدوم یکی تون زدم ؟؟
برای کی کم گذاشتم ؟؟
تو رو خدا بهم بگین که کجا اشتباه کردم ؟؟!! می خوام اصلاحش کنم.
دیدن من و یا داشتن شماره تلفنم و یا صحبت کردن با من مشکل شمارو حل می کنه ؟؟!!! همون حرفایی رو که من پشت تلفن و یا حضوری قراره بهتون بگم براتون کامنت می ذارم .
من 820 تا کامنت خصوصی دارم که بیشترش هم درد و دل های شماست. در ازای 1 کامنت شما من 2 تا 4 تا کامنت طولانی در جواب می ذاشتم. تا حالا جواب کدوم یکی تون رو ندادم ؟؟
و یا اینکه از روی بی حوصلگی و الکی جوابتون رو دادم؟؟
یکم منصف باشید . شما همه چیز رو نادیده می گیرید و فقط جواب نه منو می بینید ؟؟؟!!!! پس خیلی بی انصافید !!!!
باور کنید قرار بود وبم رو حذف کنم . به چند نفر هم گفتم این کار رو انجام میدم . ولی بعضی هاتون به من لطف داشتین و خیلی توی اون لحظات سخت کمکم کردین، که از همین جا از همه اونها یه تشکر ویژه دارم و فرار از مشکلات و اتفاقات چیزی رو حل نمی کنه .
من اینجا قربون صدقه همه میرم ، از کلمات محبت آمیز برای همه هم استفاده می کنم و همتون رو هم خیلی دوست دارم و برام عزیزین . همه تو رو هم مثل خواهرو برادر خودم می دونم .
خواهر که ندارم ولی بخدا اون قدر که به شما اهمیت میدم و براتون وقت می ذارم به برادر خودم اهمیت نمیدم و همیشه براش وقت نمی ذارم . با اون بداخلاقی می کنم ، بعضی وقتها حوصله شو ندارم ، همیشه همه کاری براش انجام نمیدم ، وقتی خسته باشم حوصله حرف زدن باهاش رو ندارم و.... ولی هیچ وقت این رفتارهارو با هیچ کدوم شماها نداشتم .
لطفا حرف های منو به دل نگیرید .
من با منظور حرفی رو نمیزنم و انجام همه ی کارها در توان من نیست. منم مثل شما انسانم و هیچ تفاوتی با دیگران ندارم .
آدم خیلی بد و سنگدلی هم هستم .
امیدوارم از حرف های من ناراحت نشده باشین. بهتر بود اینارو از همون اول میگفتم که با هیچ کس دچار مشکل نشم ولی گذشته ها گذشته ....
ایام محرم شروع شده لطفا من رو هم از دعای پر مهرتون بی نصیب نذارید .
امیدوارم چرخ گردون زمونه باب میل هموتون بچرخه ....
![]()
![]()
![]()
سلام
امیدوارم همتون خیلی خوب باشین .
خیلی دلم گرفته از این زمونه .........
چند روزی شاید نیام نت .
لطفا نگران نشید . یکم باید تنها باشم و بیشتر فکر کنم .
زود برمی گردم .
![]()
![]()
![]()
در این پست هم می خواستم یکم از خودم براتون بنویسم اما یه موضوع بهتر برای نوشتن پیدا کردم .
اگر یادتون باشه یک بار پستی درباره غرور نوشتم :
چه مغرورانه اشک ریختیم ، چه مغرورانه سکوت کردیم.
چه مغرورانه التماس کردیم ، چه مغرورانه از هم گریختیم .
غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خدا.
هدیه شیطان را به هم تقدیم کردیم و هدیه خدا را از هم پنهان.![]()
![]()
تا به حال چندین برخورد از بعضی آدم ها دیدم که منو خیلی ناراحت کرده .
من دخترم و هم جنس های خودم رو تقریبا خوب می شناسم.
البته جسارت به تمام دخترا نباشه من فقط بعضی هارو میگم که مطمئنم که تعداد بسیار بسیار اندک و انگشت شماری دارند.
دختری که زیبا ، خوش هیکل ، دارای صدای ناز و.... باشه ناخودآگاه غرور هم سراغش میاد.
این روزها از برخورد دوستم با دیگران خیلی ناراحت میشم .اونم با دوستان صمیمی خودش !!!
وقتی آدم ها دچار غرور کاذب میشن به خودشون این اجازه رو میدن که هر طور که دوست دارند با هر کسی رفتار کنند.
از تمسخر کردن گرفته تا سرکار گذاشتن و توهین و...
تا حالا چندین بار از چند نفر رفتارهای بدی رو دیدم که باعث شده خدارو هزار بار شکر کنم از اینکه آدم زیبا و خوش هیکل و... نیستم و خیلی عادی ام.
شاید من هم ظرفیتش رو نداشتم و این مسئله باعث میشد که قلب دیگران را بشکنم برای همین خدا من رو این گونه آفرید.
و هزار بار شکر و سپاس برای این چیزی که هستم .
می خوام براتون یه چیزی روتعریف کنم که برای خودم خیلی جالبه.
سال سوم دبیرستانم که تمام شد یه روز با عمه ام نشسته بودم و صحبت می کردیم یه حرفی به من زدند که اون موقع متوجه منظورشون نشدم . اون موقع تو حال و هوای دبیرستان و بچگی خودم بودم و شور تابستون تو سرم ....
ولی حالا که مدت ها از اون ماجرا می گذره به خوبی درکش می کنم.
بهم گفت :الان دیگه تو سنی هستی که امکان داره برات خواستگار بیاد . ممکنه پیر یا جوان باشه . امکان داره از تحصیلات پایینی برخورد دار باشه و یا شغلی نداشته باشه که دوست داشته باشی و...
گفت : فقط یه چیز یادت باشه . به همشون احترام بذار. حتی اگر نخواستی هم محترمانه جواب رد بده و هیچ وقت به هیچ کس توهین نکن. هر آدمی هر جور که باشه ، خوب و بد ، زشت و زیبا و... برای خودش شخصیت داره و تو نباید چنین اجازه ای به خودت بدی که به شخصیتشون توهین کنی و شخصیت اونها رو زیر سوال ببری.
من اون موقع متوجه صحبت های عمه ام نشدم ، فقط تو ذهنم حک شد تا...
راستش رو بخواین از وقتی دیلم گرفتم 2 تا خواستگار بیشتر نداشتم . البته نه به رسمیت ، فقط به خودم گفته شد که نخواستم بیاین خونه و خانواده ام هم هیچ وقت در جریان قرار نگرفتن و جواب رد دادم.
اولی 9 سال از من بزرگتر بود و تحصیلات دبیرستانی شو تمام کرده بود و توی کارخانه شیر کار می کرد.
دومی 11 سال از من بزرگتر بود و کارمند آموزش و پرورش و تحصیلات نمی دونم لیسانس یا فوق لیسانس .
اولی رو هر طور که بود تونستم قانع کنم تا فکر منو از سرش بیرون کنه و امیدوارم الان هرجا که هست خوش و خرم باشه و انشالا نیمه گمشده خودش رو پیدا کرده باشه .
براشون آرزوی خوشبختی می کنم.
ولی دومی :
یه روز توی دانشگاه خیلی سرم تو گوشی بود و اس می دادم. دوستام تعجب کردن و گفتن : مشکوک میزنی ؟؟!! تو که دوست پسر نداری تو گوشیت چه خبره ؟؟!! این همه با کی اس بازی می کنی ؟؟!!
منم کل ماجرا رو براشون تعریف کردم .( ماجرای خواستگاری رو )
درباره اون دوستم که خوشکله تو پست های قبلی براتون نوشته بودم.
گفت : خاک عالم بر سرت . چرا اینقدر مودبانه جوابش رو میدی ؟! همین کارارو کردی که پرو شده و به خودش اجازه داده با این سنش چنین پیشنهادی بده ( منظورم همون پیشنهاد خواستگاریه )و....
گوشی رو از من گرفت و شروع کرد جای من اس دادن . یا بهتر بگم شروع کرد توهین کردن : پیرمرد ، مگس مزاحم و... « که بهتره این قسمت سانسور بشه » که اون طرف فقط اس می داد باورم نمیشه که شما همچین حرفایی می زنی و از شما خیلی بعیده و انتظار نداشتم از این حرف بزنید.
نمی خوای چرا توهین می کنی و....
من از خجالت آب شدم و در آخر مجبور شدم تمام ماجرا رو بهش بگم و ازش کلی عذرخواهی کنم. آخه عذاب وجدان گرفته بودم .
بر این معتقدم که اگر دل کسی رو شکوندی یه روز یکی هم پیدا میشه و دل تو رو میشکنه.اون روز دلش شکست از حرفای دوست من و یا حتی خودم من ، ولی چیزی نگفت ....
تازه یه چیزی گفت که من از خجالت آب شدم . گفت : رسیدن به دختری مثل شما لیاقت می خواد که هر کسی نداره . ![]()
من حتی برای پیشنهاد دوستی هایی هم که دارم سعی می کنم مودبانه رد کنم و به شوخی بگم خیلی بدسلیقه ای که منو انتخاب کردی.![]()
بعضی وقت ها پیش خودم فکر می کنم آدم ها مگه چشم هاشون رو همراه خودشون نمیارن که منو انتخاب می کنن ؟؟!![]()
دوستم برای برخورد با آدم های اطراف خودش هم همین طوریه و دل خیلی هارو میشکنه و خیلی هارو از خودش می رنجونه .البته از حق نگذریم دختر خیلی خیلی خوبیه . فقط همین یک خصلت بد رو داره . متاسفانه ....![]()
همیشه میگم خدایا شکرت که یه چهره معمولی بهم دادی و دل شکستن رو خیلی در وجودم قرار ندادی که دیگران رو از خودم برنجونم و دل بشکونم .
امیدوارم هیچ انسانی دچار غرور کاذب نشه.
درباره خودم هم نوشتم که بدقولی نکرده باشم.بابت طولانی شدن پست هم عذرخواهی می کنم .
برای تمام آدم ها آرزوی خوشبختی و خوشحالی می کنم .
![]()
![]()
![]()
